تبلیغات
داستان کوتاه - دل سروده
 
درباره وبلاگ


این دومین وبلاگ منه.با همین موضوع
با این تفاوت که دیگه این وبلاگ رو نمیبندم
داستانک ها اول به دفتر نشریه برای چاپ میرن بعد میان ابنجا تو وبلاگم.جدید و قدیم.ضعیف و ضعیفتر(چون قوی نمینویسم)
داستانها کودکانم هستند.در زندگیم جاریند.مشخصا برای کس خاصی نوشته نشدند.
اگر سوء تفاهمی برای کسی پیش اومد.
بدونه که با یه داستان و قصه طرفه،نه خاطره.
واقعیتی در کار نیست.
خلاص

مدیر وبلاگ : سعید پرمشکانی زاده
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
داستان کوتاه
زندگی در کلان شهر،مترو وسرعت و....داستان کوتاه میخواد




زیاده خواه نیستم !
جاده‌ ی شمال
یک کلبه ی جنگلی‌...................... ...........
یک میز کوچک چوبی
با دو تا صندلی
... ... کمی‌ هیزم، کمی‌ آتش،مه‌ِ جنگلی‌
کمی‌ تاریکی ‌_ محض،
کمی‌ مستی،کمی‌ مهتاب...
و بوی یـار.. و بوی یـار.. و بوی یـار ...
تـو باشی،مـن باشم و ...هــیچ !
دنــــیــا هــم ارزانی خـــودشـــــان ..




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 21 اسفند 1390 :: نویسنده : سعید پرمشکانی زاده
نظرات ()
یکشنبه 21 اسفند 1390 11:42 ق.ظ
نمیدانم این دل سروده کیست.
نوشته من نیست.
اما دقیفا حرف دل من است.
برای همین آوردمش تو وبلاگ.
سراینده هر که هست.دمش گرم. ارزش این رو داشت که بزارمش تو وبلاگ خودم.چون هرگز همچین کاری رو صحیح نمیدونم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر